02533551826_09058780891

آموزش مدیریت درگیری به کودکان

 

دایه بازار:

آموزش-مدیریت-درگیری-به-کودکان


آموزش مدیریت درگیری به کودکان

چگونه به کودکمان یاد دهیم دعوا نکند

هوش هیجانی کودک را چگونه افزایش دهیم

چند سال پیش کمیک استریپی در مجله نیویورکر دیدم که پدر و مادری برای اولین بار می خواهند فرزندشان را به مدرسه بفرستند آنها به مدیر مدرسه می گویند: «ما فرزندمان را طوری بزرگ کرده ایم که تا کنون حتی یک رفتار خشن یا کلمه زشت را ندیده و نشنیده است. از شما هم انتظار داریم چنین فضایی را در مدرسه فراهم کنید.» این طنز است اما نشان می دهد ما چقدر کودکمان را برای مدیریت روابطش با دیگران آماده کرده ایم. البته کودکان قبل از رسیدن به سن مدرسه درباره روابط با دیگران چیزهای زیادی می آموزند. بویژه از نحوه تعامل والدین خود.

درگیری و کشمکش همیشه وجود دارد

اگر انتظار دارید کودکتان را در محیطی بسیار آرام و بدون هرگونه تنش، نارضایتی، مزاحمت یا درگیری ای بزرگ کنید باید بگویم که غیرممکن است. اینها بخشی از زندگی است و همه انسان ها با آن روبرو می شوند. دور نگه داشتن کودکان از این شرایط ممکن و منطقی نیست بلکه باید نحوه مدیریت این تعارضات را به کودکان آموزش داد. پس بیایید نگاهی بیندازیم به آنچه که باعث می شود کودکان برای پشت سر گذاشتن تعارضات مختلف قوی یا ضعیف بار بیایند.

واکنش احساسی، انتخاب عقلانی

اول از همه به یاد داشته باشید که درگیری ها و ناسازگاری های کودکان همیشه بر واکنش احساسی آنان نسبت به آنچه دوست دارند یا ندارند بنا می شود. این واکنش نوعی انتخاب ناخودآگاه است. مغز ما به گونه ای تکامل یافته که واکنش احساسی به یک موقعیت قبل از تصمیم درباره چگونگی ابراز آن شکل می گیرد. اولی یک واکنش و دومی یک انتخاب است. بنابراین اولین گام ما برای آموزش به فرزندان این است که به آنها کمک کنیم تا بتوانند احساساتشان را بشناسند.

آموزش احساسات مختلف

این آموزش با یاد دادن نام احساسات مختلف در شرایط گوناگونی که برای کودک رخ می دهد آغاز می شود. برای این کار می توان از تصاویر/شکلک ها هم استفاده کرد. مثل شکلک های شاد، غمگین، خجالت زده، متعجب و ... می توانید یک تصویر به کودک نشان دهید و بپرسید این عکس چه احساسی را نشان می دهد؟ ما/تو چه وقت هایی دچار این احساس می شویم؟

حل و فصل اختلافات

پس از اینکه کودک احساسات خود را و موقعیت هایی که این احساسات را ایجاد می کنند شناخت باید نحوه پاسخ رفتاری به این احساسات و موقعیت ها را بیاموزد. اولین تجربیات کودک برای آموختن این مسئله رفتار والدین است. بسیاری از والدین معتقدند نباید جلوی فرزندان مشاجره کنند به همین دلیل آنها را به اتاق می فرستند یا خودشان به اتاق دیگری می روند و فرض می کنند دیوارهای نازک بین اتاق ها مانع از این می شود که کودکان چیزی بشنوند درحالیکه با این کار فقط این معنا را به کودکان القا می کنیم که بحث کردن شرم آور است و باید آن را پنهان کرد.

اینکه شما چطور اختلافاتتان را با همسرتان حل و فصل می کنید توسط کودکان مورد تقلید قرار می گیرد و بویژه در رفتار کودکان با خواهربرادرانشان بروز می یابد. اگر شما اهل داد و بیداد راه انداختن هستید اصلا تعجب نکنید وقتی می بینید کودکتان بر سر خواهر/برادرش داد می زند. اینکه شما چگونه واکنش های احساسی تان را در یک درگیری مدیریت می کنید مدلی برای نحوه رفتار فرزندتان است.

 همانطور که کودکان از رابطه شما و همسرتان در حل تعارضات می آموزند از نحوه رفتار شما با خودشان نیز می آموزند. مهم ترین درسی که می توانید به فرزندتان بدهید این است که چگونه اختلاف نظرها را به شکل متقابل برطرف کنند. بخشی از این آموزش که اهمیت ویژه ای دارد هوش هیجانی است که بطور خلاصه عبارت است از ظرفیت فرد برای رشد چهار بعد عاطفی «خود آگاهی»، «خود مدیریتی»، «آگاهی اجتماعی» و «مدیریت ارتباط».

هوش هیجانی

 تحقیقات نشان می دهد سطح هوش هیجانی همبستگی بالایی با موفقیت فرد در زمینه های گوناگون زندگی دارد. در واقع موفقیت و شادی یک فرد به هوش هیجانی (EQ) او بستگی دارد نه بهره هوشی او (IQ) . جای بسی خوشحالی دارد که هوش هیجانی برخلاف IQ قابل یادگیری است و هرچه این یادگیری در سنین پایین تر و در تعامل با افراد دیگر صورت بگیرد موثرتر خواهد بود.

خودآگاهی و خود مدیریتی

درباره خودآگاهی پیشتر صحبت شد. یعنی همان شناخت احساسات. خود مدیریتی نیز به تصمیماتی مربوط می شود که ما برای نحوه واکنشمان به شرایطی که در آن قرار داریم اتخاذ می کنیم. بیایید یک مثال بزنیم. فرض کنید پسرتان عصبانی است زیرا خواهر کوچکترش دستکش او را رنگی کرده است و حالا دارد خواهر را کتک می زند در چنین موقعیتی شما سر می رسید. برای رشد هوش هیجانی پسرتان چند کار می توانید انجام دهید.

اول از همه خط قرمزها را گوشزد کنید: «هرگز کوچکترها و آنهایی که ضعیفتر هستند را کتک نمی زنیم. این قانون باید همواره رعایت شود.» اکثر والدین در این مرحله متوقف می شوند اما شما فراتر بروید. از پسرتان بخواهید در قالب کلمات حال درونی اش را بیان کند و احساسی که دارد را نام ببرد. سپس بخواهید آگاهانه انتخاب کند که به جای داد و بیداد و کتک زدن چه کاری می خواهد انجام دهد. به او بفهمانید احساسش نسبت به عمل خواهر (خشم یا نفرت) از احساسی که نسبت به شخص او دارد (محبت) مستقل است. او می تواند خشمش را نسبت به عمل خواهرش ابراز کند اما نمی تواند نسبت به او ابراز نفرت نماید.

آگاهی اجتماعی

در مرحله بعد با طرح این پرسش هوش هیجانی پسرتان را بیشتر رشد دهید: «فکر می کنی الان خواهرت چه احساسی دارد؟ ترس، پشیمانی، گیجی یا ...» این سومین بعد یا مهارت هوش هیجانی است یعنی «آگاهی اجتماعی»؛ شناخت و درک اینکه دیگران چه احساسی دارند.

مدیریت ارتباط

 سرانجام به مهارت چهارم می رسیم: «مدیریت ارتباط». در این باره از پسرتان بخواهید از خواهرش سوال کند که چرا دستکشش را رنگی کرده. ممکن است خواهر بگوید برای اینکه می خواسته آن را زیباتر کند و به این ترتیب گفتگو آغاز شود. شما به عنوان پدر یا مادر باید این 4 مرحله را در موقعیت های گوناگون به کودک آموزش دهید تا به مرور برای او درونی شود و با این مهارت ها وارد مدرسه و سپس زندگی بزرگسالی گردد. به این امید که با هوش هیجانی بالاتر بتواند زندگی موفق تری در همه ابعاد داشته باشد.

دکتر تالی شنفیلد- مجله ادونسد سایکولوژی

خرید سیسمونی نوزاد با ارزان ترین قیمت ها

 

نظر خود را بنویسید