تربیت-اخلاقی-بخش-اول
-
نگران دوستان فرزندتان هستید؟
-
نمیدانید وقتی فرزندتان به مدرسه میرود از نظر اخلاقی چه مخاطراتی او را تهدید میکند؟
-
وقتی در بزرگسالی برای کار، تحصیل یا سربازی از شما دور شد چطور؟
-
آیا در آینده همسر یا والد متعهد و وفادار خواهد بود؟
-
نگران تاثیر فضای مجازی، بازیها و فیلمها بر فرزندتان هستید؟
حق دارید. چاره چیست وقتی کودکان در معرض انواع آسیبهای اخلاقی اند و محافظت از آنها تنها در سالهای اولیه تولد ممکن است؟ شما تنها نیستید. ما در کنار شما راههای تربیت اخلاقی را مرور میکنیم.
1- مثل سایر ساحتهای تربیتی اصل اول در تربیت اخلاقی نیز توجه به کودک است.بنیاد تربیت اخلاقی کودکان، رابطه بین فرزند و والدیناست. همه دستورالعملها و مداخلات در تربیت اخلاقی کودکان باید در قالب یک ارتباط گرم، امن و غیرمشروط با کودک صورت پذیرد. زمانی که نیازهای اساسی کودک مانند احساس دلبستگی ایمن، همدلی، امنیت، احترام و پاسخگو بودن توسط مراقبین اصلی برآورده شود، کودک از دلمشغولی به آنها رها شده و میتواند به کمک دیگران بپردازد.
2- اصل ثابت و اساسی دیگر الگو بودن خودتان است. تأثیر بر روی رفتار و باورهای کودک بهویژه زمانی بیشتر میشود که آن فرد دیگر از نظر کودک، فردی صمیمی و حمایتگر باشد.
3- به جای اینکه برای کودکان تصمیمات اخلاقی بگیرید و مدام باید و نباید طرح کنید مهارت تصمیمگیری اخلاقی را در آنها پرورش دهید.
آموزش این مهارت به 4 شکل صورت میگیرد:
I. به این شکل که محدودیت در رفتار کودکان باید بهعنوان ذاتی موقعیت درک شود. بهطور مثال، ما از آنها میخواهیم سوال کنند که «رفتار الف چه احساسی را در کودک دیگر ایجاد میکند؟»- و نه اینکه آنها سوال کنند که «آیا اجازه دارم کار الف را انجام دهم؟» و یا «آیا اگر کار الف را انجام دهم به دردسر خواهم افتاد؟آیا در دنیای مادی و نفعپرستی که اطراف ما را در بر گرفته است، این هدفی واقعبینانه است؟ پاسخ الفی کهن آری است، چه که کودکان با ظرفیت مراقبت از دیگری بهدنیا میآیند. بنابراین، والدینی که امیدوارند کودکی مسئول در قبال نیازهای افراد دیگر تربیت کنند، بنابر گفته مارتین هافمن «یک متحد در درون کودک دارند.تشویق کودک برای کار نیکی که انجام میدهد باعث میشود او بر روی تأیید رفتارش متمرکز شود، بهجای آن باید توجه او را بر روی تأثیری که رفتارش بر فردی که به او کمک میکند دارد، تمرکز کرد. دقیقاً همین دیدگاه برای وقتی که کودک کار بدی انجام میدهد نیز بهکار میرود: بهجای آنکه کودک را بر روی مذمت و تقبیح خود متمرکز کنیم، باید به آرامی از او بخواهیم تا درباره تأثیر آسیبی که به دیگری زده است، فکر کند.
تحقیقات انجام شده نشان میدهد والدینی که بر روی درک کودک از تأثیر رفتارشان بر روی دیگران تأکید دارند، کودکانشان اخلاقیتر (با رشد اخلاقی بالاتر) هستند، بیشتر تشریک مساعی کنند، کمتر پرخاشگرند و در میان گروه سنی خود محبوبتر میباشند.
بسیاری از مشکلات اجتماعی که ما با آن هر روزه روبرو میشویم را میتوان ناشی از شکست در درک دیدگاه دیگری دانست. افرادی که در محیط آشغال میریزند یا بد جا پارک می کنند و یا صفحات کتاب کتابخانه عمومی را میکنند، بهنظر اشخاصی در خود فرو ماندهاند و نمیتوانند و یا نمیخواهند تصور کنند که دیگران وقتی با آشغال آنها مواجه میشوند، ماشینشان گیر میافتد و یا فصل مورد نیازشان را در کتاب پیدا نمیکنند، چه احساسی پیدا میکنند.
II. یکی دیگر از راههای آموزش تصمیمگیری اخلاقی این است که وقتی خودتان بر سر دوراهیهای اخلاقی قرار میگیرید افکارتان را با کودکتان درمیان بگذارید. موقعیتها نباید خیلی پیچیده و فلسفی باشند امور روزمره سرشار از اخلاقیات است مثلاً زمانی که فرزندتان از دوست خود بدگویی میکند و از شما میخواهد به حرفهای او گوش کرده و با او همدلی کنید، شما میگویید غیبت کردن را دوست ندارید ولی در عین حال نمیتوانید به احساسات او نیز بیتوجه باشید و این موضوع شما را در یک دوراهی اخلاقی قرار داده است و با صداقت و صراحت به او میگویید نمیدانید واقعاً در اینباره بهتر است چه کار کنید.
[1]به نقل از سایت دکتر سنایی
نظر خود را بنویسید